تبليغاتX
رز سیاه
**
خدایا آنکه در تنها ترین تنهاییم مرا تنها گذاشت تو در تنها ترین تنهاییش تنهاش نذار
یکشنبه 30 دی1386

به همين سادگي رفتي بي خداحافظ عزيزم

سهم تو شد روز تازه سهم من ، اشك كه بريزم

به همين سادگي كم شد ؛ عمر گل بوته تو دستام

گله از تو نيست ميدونم ، خودم اينو از تو خواستم

به جون ستاره ها ؛ تو عزيز تر از چشامي

هر جا هستي خوب و خوش باش تا ابد بغض صدامي

تو رو محض لحظه هامون نشه باورت يه وقتي

كه دوست ندارم اينو ؛به خدا گفتم به سختي

من اگه دوست نداشتم ،پاي غم هات نمي موندم

واست اين همه ترانه از ته دل نمي خوندم

اگه گفتم برو خوبم ،واسه اين بود كه مي ديدم

داري آب ميشي مي ميري ؛ اينو از همه شنيدم

دارم از دوريت مي ميرم ؛ تا كنار من نسوزي

از دلم نمي ري عمرم ، نفسامي كه هنوزي

تو رو محض خيره هامون كه نفس نفس خداشون

از همون لحظه كه رفتي ؛ روحم از تنم جدا شد

تو كه تنها نمي موني من تنها رو دعا كن

خاطراتم رو نگه دار ،اما دستامو رها كن

دست تو اول عشقه بسپارش به آخرين مرد

مردي كه پشت يه ديوار ، واسه چشمات گريه مي كرد

گريه مي كرد... گريه مي كرد... گريه مي كرد... گريه مي كرد...

 

 

نمی دونم، نگاه منه كه انقدر بی معنا شده؟! یا قلب دیگرانه كه سنگی شده؟؟؟ نمی دونم حضور منه كه كمرنگ شده ؟ یا خاطرات گذشته انقدر پر رنگ..؟؟؟ نمی دونم حرفای منه كه می رنجونه یا آسمون چشمای دیگران انقدر تیره و ابریه؟ نمی دونم خواب منه كه انقدر سبك شده؟ یا فكر بقیه آرومم نمی ذاره؟؟ نمی دونم باید واسه بودنم خوشحال باشم یا واسه نبودنم غمگین؟ نمی دونم واقعا نمی دونم...؟ هیچ كودومواما فقط یه چیزو خوب می دونم .....، كه اونم نمي دونم .

مثل دردي كه الان دارم...

 

برام دعا کنین... 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:38  توسط الهه  | 

Copyright © All Rights Reserved for http://rozeh30ah.blogfa.com example: *
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران * تصوير منتخب در ايراپيک