تبليغاتX
رز سیاه
**
خدایا آنکه در تنها ترین تنهاییم مرا تنها گذاشت تو در تنها ترین تنهاییش تنهاش نذار
سه شنبه 29 اسفند1385

 

با تو ام ای سهراب

ای به پاکی چون آب

یادته گفتی بهم

تا شقایق زنده اس

زندگی باید کرد

نیستی سهراب ببینی

که شقایق هم مرد

دیگه با چی کسی رو دل خوش کرد

یادته گفتی بهم

اومدی سراغ من :

نرم و آهسته بیا ،

اومدم آهسته نرم تر از یک پر قو

خسته از دوری راه خسته و چشم به راه

تو خودت گفتی چه تنها ست

ماهی اگه دچار دریا باشه

آره تنها باشه بار غم ها باشه

یادته می گفتی گاه گاهی قفسی می سازم

می فروشم به شما

تا با آواز شقایق که در آن زندانی ست

دل تنهایی تان تازه شود.

دیگه حتی اون شقایق اسیر قفسه سهراب

ساحل یک نفسه

نیست که تازگی بره این دل تنهایی من.

پس کجاس اون قفس شقایقت

منو با خودت ببر به قایقت

راست می گفتی کاش مردم

دانه های دلشان پیدا بود

آره

کاشکی دلشون شیدا بود.

من به دنبال یه چیز بهترینم سهراب

تو خودت گفتی بهم

بهترین چیز رسیدن به نگاهی است، که از حادثه عشق تر است.

 

*******************************

امیدوارم همگی سال خوبی داشته باشید .

لحظه سال تحویل منو هم دعا کنین

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 6:41  توسط الهه  | 

@

سه شنبه 22 اسفند1385

*براي ورود به هر قلبي دقت كن ... بعضي از قلبا مسافرخونه هستن .. يكي مي ياد .. يكي مي ره

*معرفت رو از سيگار ياد بگير . با اينكه مي دونه آخر كار زير پات له مي شه بازم پا به پات مي سوزه

 

پ.ن:

     سلام به این وبلاگ حتما سر بزنین (البته اگه به روانشناسی علاقه دارین) خیلی جالبه.

http://www.fekretaze.blogfa.com

این وبلاگ هم جالبه . البته هیچ ربطی به موضوع بالا نداره.یه سر بزنین ضرر نداره.

/http://0381.ir.pl

 

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:16  توسط الهه  | 

دوشنبه 21 اسفند1385

 

:
سوسک ! سوسک ! ... توروخدا بيا بکشش ، من مي ترسم!!*!

مشترک گرامي اين اس ام اس به منظور بيدار کردن شما مي باشد لطفا لبخند بزنيد*!

ميگم پاشو يه چند تا اس ام اس بفرستيم اينور اونور مردمو بيدار کنيم . خيلي حال ميده*.

*ببينم راسته که ميگن ايران از جام جهاني حذف شده؟

*سلام. ببخشيد بد موقع مزاحم شدم!، راستش را بخواهيد يه سوالي داشتم خيلي وقت بود ذهنم را مشغول کرده بود، مي خواستم بپرسم... مي خواستم... اصلا ولش کن. بزار براي بعد، خب؟

*سلام ببخشید این موقع شب مزاحم شدم میدونم خوابی ولی میخواستم بگم یه پات از پتو بیرونه سرما نخوری...

*****LG****

شما را به ادامه خواب دعوت مینماید.

*نمی دونم خواب دیدم به تو SMSدادم ،از خواب پاشدم smsدادم؟بیکار بودم به تو smsدادم؟ تو بیکار بودی نصفه شب smsرو خوندی؟بی خیال ولش کن بگیر بخواب.

*سلام ببخشید این موقع شب مزاحم شدم میدونم خوابی ولی میخواستم ببینم آب خوردی آفتابه رو کجا گذاشتی؟؟؟؟؟؟

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:15  توسط الهه  | 

شنبه 19 اسفند1385

يکی بود يکی نبود، غير از خدا هيچکس نبود.

 توی اون روزگارای قديم که هنوز بشر پاشو روی اين کره خاکی نذاشته بود،

عشق و حسرت و ديونگی و خلاصه همه رفقا با هم زندگی می کردند.

اما کم کم حوصلشون داشت از اين زندگی يکنواخت سر می رفت.

يه روز حسودی باقيه دوستاشو جمع کرد و گفت :

بچه ها من حوصله ام سر رفته، مياين قايم موشک بازی کنيم؟

همه دوستاش موافقت کردند چون اونا هم حوصلشون سر رفته بود.

بعد با هم تصميم گرفتن که اول ديونگی چشم بذاره

چون هيچکس دوست نداشت دنبال ديونگی بدوه.

ديونگی چشم گذاشت : ۱۰۰ - ۹۹ - ۹۸

همه رفتن قايم شدن :

حسرت در اعماق دريا، حسادت در بالای تپه و خلاصه همه قايم شدن بجز عشق!

آخه عشقو که نمی شه قايم کرد.

اما از اون طرف هم ديونگی داشت می شمارد : ۴۵ - ۴۴ - ۴۳

اما عشق هنوز سر جاش ايستاده بود.

کم کم شمارش ديوونگی داشت تموم ميشد : ۸ - ۷ - ۶

بالاخره عشق هم تصميمشو گرفت و پريد ميونه يه بوته قايم شد .

شمارش ديونگی هم تموم می شد : ۲ - ۱ - اومدم !!

ديونگی چشمشو از درخت برداشت و شروع کرد به گشتن.

اول از همه حسادت رو پيدا کرد

بعد حسرت رو و کم کم همه رو پيدا کرد جز عشق رو

ديونگی با خودش فکر کرد که همه جارو گشته به غير از بوته رو

يه تيکه چوب برداشت و کرد ميون بوته

همينطور چوب رو اينور و اونور کرد تا ناگهان صدای جيغی شنيد .

چوب رو انداخت يه کنار و دستش رو دراز کرد تا صاحب اون صدا رو پيدا کنه

بازوی عشق رو گرفت و از ميونه بوته ها آورد بيرون .

اما ...

عشق ديگه جايی رو نمی ديد.

ديونگی گريه کرد و گفت : ای دوست عزيزم منو ببخش .

من چه کار ميتونم بکنم تا اين خطامو جبران کنم ؟

عشق آروم پاسخ داد :

لازم نيست کاری کنی فقط يه خواهش دارم که همراه من باش !

ديونگی قبول کرد و برای هميشه همراه عشق موند!

واسه همينه که عشق و ديونگی هميشه همراه همند!

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:33  توسط الهه  | 

چهارشنبه 16 اسفند1385

هه هه هه هه . ها ها ها ها . هو هو هو هو. هی هی هی هی .

.

.

.

دارم تنفس مصنویی میدم میخوام همه تون مثل من مریض بشین.

چرا فقط من مریض بشم؟ تب کنم ؟2روز مدرسه به دنبال علم و دانش نرم (این یکی رو جدی نگیرین برای خالی نبودن عریضه گفتم)

6تا آمپول و 2تا سرم بزنم؟؟؟؟؟؟؟

هان چرا ؟؟؟؟؟؟؟واسه همین میخوام بقیه رو هم شریک کنم.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:29  توسط الهه  | 

چهارشنبه 16 اسفند1385

هر وقت خواستي بدوني کسي دوستت داره تو چشماش زول بزن تا عشق رو تو چشماش ببيني اگه نگات کرد عاشقته . اگه خجالت کشيد بدون برات ميميره . اگه سرشو انداخت پايين و يه لحظه رفت تو فکر بدون بدونه تو ميميره و اگر هم خنديد بدون اصلا دوست نداره

..............................

کاش کوچولو بودیم:

وقتی بچه بودیم چه دلای بزرگی داشتیم؛حالا که بزرگ شدیم،چه دلتنگیم .کاش می شد همون کودکی بودیم که می شد از چشماش حرفاشو فهمید؛اما حالا که بزرگ شدیم اگر فریاد هم بزنیم هیچ کس نمی فهمه
............................

تست شخصيت:


خياروهلووسيب جلوي شماست.بين اين سه ميوه کدام را انتخاب مي کنيد؟
(تمرکزکنيدوجواب رادرذهن خودنگه داريد)
حال ويژگي هاي شخصيتي خودرامطابق جوابتان درپايين صفحه بيابيد...

 .

.

.

.

.
پاسخ:اگرهلوراانتخاب کرده ايد،مشخص مي شود شمافردي هستيدکه هلو
دوست دارد.اگرسيب را انتخاب کرده ايد،مشخص مي شود شمافردي
هستيد که سيب دوست دارد.ودرنهايت اگرخيارراانتخاب کرده ايد،شما
فردي هستيد که خيار را دوست دارد

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:47  توسط الهه  | 

سه شنبه 15 اسفند1385

اه چیه این زمستون همه اش آدم مریض میشه امروز صبح که پا شدم داشتم از گلو درد می مردم حتی نا نداشتم از جام بلند شم  در نتیجه مدرسه بی مدرسه  الانم با صدای زنگ تلفن ناظم فضولمون بیدار شدم زنگ زده میگه دختر گلمون چرا امروز نیومده؟

یکی نیست بهش بگه آخه به تو چه؟

البته خودم قصد داشتم زنگ آخر که امتحان تاریخ داریم برم آخه نمی دونی چه امتحان قشنگی میدیم ما .تا هفته پیش همه بچه ها زیر میز کتاب باز میکردن معلمه هم که میدید شفاهی که میپرسه اکثر بچه ها نمره کم میارن ولی کتبی همه کامل میگیرن شک کرد دیروز کتابامون رو جمع کرد .

از اونجایی که ماهم هیچوقت کم نمیاریم در یک عملیات کوماندو بازی ورق های مربوط به اون درسو از کتاب بدبخت پاره کردیم و یه امتحان خوشگل دادیم که نگو و نپرس...

پ.ن :بدلیل اینکه از ساعت۱۰به بعد رفته رفته علایم سرماخوردگی خودشو نشون داد زنگ آخر نرفتم.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:3  توسط الهه  | 

جمعه 11 اسفند1385

به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است: يادتون باشه که دل، تخته ســـــــــــياه نيست که هر کي اومد روش بنويسه و هر کس هم رفت بشه اسمشو پاک کرد ...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:46  توسط الهه  | 

سه شنبه 8 اسفند1385

هویجوری از عکسش خوشم اومد گفتم بذارم بقیه هم خوششون بیاد

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:48  توسط الهه  | 

دوشنبه 7 اسفند1385

 

براي من فرقي نميكنه ديوار آشپزخونه چه رنگي باشه
يعني : تا وقتي كه آبي، سبز، زرد، صورتي، مشكي، يشمي، خاكستري، عنابي، سفيد و ... نباشه اشكالي نداره
.اين يه كار، مردونه است
يعني : تو اين كار هيچ منطق درستي نيست و تو هم سعي نكن دليلي برايش پيدا كني
ميخواهي تو درست كردن شام كمكت كنم؟
يعني : پس چي شد اين شام ؟ چرا رو ميز آماده نيست
!چه فكر خوبي
يعني : اين كار شدني نيست و من كل روز رو برات كركري مي خونم وحالت رو مي گيرم .
بله عزيزم يا حتما حتما
يعني : اين يكي اصلا معني نداره و چون شرطي شده ام از دهنم پريده
!زنم منو درك نميكنه
يعني : همه قصه ها و خاطره هاي منو شنيده و ديگه خسته شده
.ماجرايش طولانيه و سر فرصت برات تعريف مي كنم
يعني : اصلا خودم هم نفهميدم چي شد
.من اخيرا" خيلي ورزش مي كنم
يعني : باتري كنترل از راه دور تلويزيون تمام شده
.دسپتخت تو مثل دستپخت مادر مرحومم مي مونه
يعني : تو هم كه غذا رو مي سوزوني
!كمي استراحت كن عزيزم خسته شدي
يعني : بابا اين جارو برقي رو خاموش كن مي خوام فيلم ببينم
! چه جالب
يعني : آخ كه چقدر حرف مي زني
!!عزيزم ماديات در عشق ما هيچ نقشي نداره
يعني : باز سالگرد ازدواجمون رو فراموش كردم و كادو نخريدم
!اين واقعا" فيلم خوبيه
يعني : تو اين فيلم پر از بكش بكش و بزن بزن و ماشين سواريه
!!اين يه كار زنونه است
يعني : اين كار سخت كثيف و بي جيره و مواجب است
با من ازدواج مي كني؟
يعني : رخت چركهام تلنبار شده و كسي نيست دكمه هاي پيرهنم رو بدوزه
!تو كه مي دوني من چه حافظه ي بدي دارم
يعني : من شعري رو كه كلاس سوم ابتدايي خوندم از حفظم نمره ماشينم رو كه سالها پيش فروختم ازبرم و ... اما تاريخ تولد تو رو يادم رفته
!!من براي اين كارم دليل دارم
يعني : بذار فكر كنم ببينم چه دليلي مي تونم براي اين كارم پيدا كنم
منظورت چيه؟ تو كه لباس داري؟
يعني : يادت رفته چهار سال پيش براي خودت لباس خريدي؟
!!دلم برات تنگ شده
...يعني : نمي تونم جورابامو پيدا كنم. بچه ها گشنشونه و
!!ما تو كار خونه با هم مشاركت مي كنيم
يعني : من ريخت و پاش مي كنم او جمع و جور مي كند

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 20:50  توسط الهه  | 

یکشنبه 6 اسفند1385

زندگی قصه مرد یخ فروشی است.

از او پرسیدند:فروختی؟گفت:نخریدن. تموم شد.

                                      

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 15:19  توسط الهه  | 

جمعه 4 اسفند1385

دوستای خوبم سلام.از همه اونایی که نظر دادن ممنونم شرمنده از اینکه جوابتون رو نمی دم چند روزه کامپیوترم قاطی کرده ( بعضیا محبت می کنن ویروس می فرستن ) همین بلاگفا هم به زور باز میشه

به هر حال از همه معذرت میخوام من اونقدرا هم بی معرفت نیستم که جواب کامنتامو ندم.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 15:1  توسط الهه  | 

Copyright © All Rights Reserved for http://rozeh30ah.blogfa.com example: *
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران * تصوير منتخب در ايراپيک